یک کارخانه قالبگیری تزریقی برزیلی به سرعت به دو جرثقیل سقفی تک پل برقی برای انجام تغییرات سنگین قالب و انتقال بین ایستگاهی مواد اولیه و محصولات نهایی در داخل کارگاه نیاز داشت. با این حال، فرد مسئول در مورد تجهیزات بالابری کاملاً تازهکار بود - با نحوه اندازهگیری دهانه، اینکه کدام جرثقیل برای این مرکز مناسبتر است یا کدام تأمینکننده میتواند خدمات جامع ارائه دهد، آشنایی نداشت. اگرچه DGCRANE دفتر محلی در برزیل نداشت، ما آماده سفر به آنجا بودیم. از اعزام یک مهندس فنی به برزیل برای بررسی محل و نهایی کردن طرح، تا تکمیل تولید و حمل و نقل ظرف 30 روز و در نهایت اعزام یک مهندس برای نظارت بر نصب و راهاندازی، DGCRANE با موفقیت دو جرثقیل سقفی تک پل HD سفارشی را تحویل داد که اکنون به طور کامل در کارگاه قالبگیری تزریقی فعال هستند.

مشتری، یک تولیدکننده محصولات قالبگیری تزریقی برزیلی با چندین خط تولید موازی، پس از افزایش ظرفیت با چالشهایی روبرو شد: افزایش دفعات تعویض قالب و سنگینتر شدن قطعات منجر به راندمان عملیاتی پایین و خطرات ایمنی در جابجایی قالبهای سنگین شد. علاوه بر این، با توجه به کمبود تخصص در زمینه مشخصات جرثقیل و پرسنل نصب داخلی، آنها به یک راهحل عملی و آماده به کار نیاز داشتند.
بنابراین تصمیم گرفتیم یک مهندس را مستقیماً به برزیل اعزام کنیم تا از تأسیسات تولیدی مشتری بازرسی کند. پس از سفری بیش از 30 ساعت، مهندس مستقیماً از بدو ورود به کارخانه رفت تا یک بررسی جامع انجام دهد و پارامترهایی مانند دهانه، ارتفاع آزاد، ارتفاع ریل، محل ستونها و توزیع موانع را اندازهگیری کند.
مهندسان ابتدا وضعیت تیرهای ستونهای کارگاه را بررسی کردند. تیرهای ستون ۳۰۰ میلیمتر عرض و ۴۲۰ میلیمتر طول داشتند، اما شرایط سطح آنها متناقض بود: در سمت چپ کارگاه، صفحات فولادی تعبیهشده ۴۰۰ میلیمتر بیرون زده بودند، در حالی که در سمت راست، ۴۱۰ میلیمتر امتداد داشتند اما با ۲ تا ۳ سانتیمتر بتن باقیمانده پوشیده شده بودند که عملاً سطح قابل استفاده را کاهش میداد. مسئله مهمتر، عدم وجود صفحات فولادی تعبیهشده روی خود تیرهای ستون و اجزای تعبیهشده در امتداد کنارههای ستونها بود، به این معنی که تیرهای باند جرثقیل را نمیتوانستند مستقیماً روی سازه موجود نصب کنند.
اندازهگیریهای ارتفاعی بعدی، مشکلات جدیتری را آشکار کرد: ستونهای وسط کارگاه به سمت داخل خم شده بودند و اندازهگیریهای جانبی نشاندهندهی کاهش فاصلهی آزاد در مرکز بود. این نشان میداد که اگر در طراحی از دهانههای انتهایی استاندارد استفاده میشد، جرثقیل در قسمت میانی با ستونها برخورد میکرد. علاوه بر این، هیچ براکت پیشآمده در چهار گوشهی کارگاه نصب نشده بود. در نتیجه، برای افزایش محدودهی عملیاتی جرثقیل، باید قابهای فولادی جوش داده شده در این مکانها اضافه میشدند.
علاوه بر این، کارگاه دارای یک دیوار صلب در یک طرف و ستونهای نمایان در طرف دیگر بود - یک طرح نامتقارن که نیاز به روشهای نصب متفاوتی برای تیرهای باند جرثقیل داشت: از لنگرهای شیمیایی برای محکم کردن تیرها به دیوار استفاده میشد. در مقابل، اتصالات به سمت ستون نیاز به آمادهسازی قبلی صفحات تعبیهشده داشت.


مهندس با ورود به کارگاه دوم، با وضعیت چالشبرانگیز مشابهی مواجه شد. تیرهای پیشآمده در چهار گوشه، فاقد پرداخت مناسب بودند و سطوح بتنی ناهموار بودند و انتهای میلگردها نمایان بود. قبل از نصب تیرهای مسیر جرثقیل، بتن اضافی باید تراشیده میشد و سطوح تراز میشدند؛ در غیر این صورت، تیرهای مسیر کج میشدند. علاوه بر این، هیچ یک از تیرهای پیشآمده دارای صفحات فولادی تعبیهشده نبودند و هیچ قطعه تعبیهشدهای در کنارههای ستونها وجود نداشت - نواقصی که نیاز به اصلاح قبل از نصب داشتند.
مهندس هنگام اندازهگیری اختلاف ارتفاع بین تیرهای چپ و راست، یک مسئله بحرانی را شناسایی کرد: تیر چپ تقریباً 6.707 متر بالاتر از کف بود، در حالی که تیر راست حدود 6.753 متر بود - اختلافی تقریباً 5 سانتیمتری. با این حال، نصب موفقیتآمیز مستلزم آن بود که سطوح بالایی تیرها کاملاً تراز باشند. در غیر این صورت، ریلها شیبدار میشدند و باعث میشد جرثقیل در حین کار رانش کند. مهندس، ارتفاع هر تیر را ثبت کرد و مکانهای خاصی را که نیاز به تنظیم داشتند و میزان انحرافات را یادداشت کرد تا مشتری بتواند قبل از رسیدن تجهیزات، اصلاحات لازم مهندسی عمران را انجام دهد.
مهندسان ما همچنین متوجه یک جرثقیل موجود با جعبه کنترل ترکیبی حرکت اصلی/چرخ دستی، برخلاف واحدهای استاندارد جداگانه ما، شدند. این جزئیات برای طراحی سیستم الکتریکی مستقل جرثقیل جدید ثبت شد. موتورهای کمصدا برای جرثقیل جدید انتخاب شدند تا الزامات زیستمحیطی را برآورده کنند.


پس از جمعآوری دادههای نقشهبرداری، مهندسان سازه و برق ما شروع به طراحی راهحلهای خاص برای هر مشکل شناساییشده در محل کردند. طراحی این دو جرثقیل سقفی - که همه چیز را از سطح مقطع تیر اصلی و توزیع بار چرخ گرفته تا موقعیتیابی کلیدهای محدودکننده پوشش میدهد - بهطور خاص با شرایط عملیاتی واقعی اندازهگیری شده تنظیم شده است.
به دلیل ستونهای شیبدار، عرض قابل استفاده در وسط دهانه باریکتر از انتهای آن است، بنابراین تیر اصلی را نمیتوان با دهانه استاندارد اندازهگیری شده در انتها اندازهگیری کرد. بر اساس ابعاد کارگاه، مهندسان مشخصات تیرهای باند سفارشی را با طول کلی نابرابر برای هر دو طرف محاسبه کردند:
علاوه بر این، طراحی جرثقیل تک پل LD معمولی منجر به وزن مرده بالاتر و فشار چرخ بیشتر میشود که از ظرفیت تحمل بار تیرهای بتنی موجود در کارخانه فراتر میرود. بنابراین، بر اساس تحلیل المان محدود، مدل جرثقیل تک پل HD را انتخاب کردیم. با همان مشخصات - و در عین حال حفظ همان استاندارد سختی L/800 - این مدل امکان کاهش 22% در ارتفاع مقطع تیر اصلی و کاهش تقریباً 5% در حداکثر فشار چرخ را در مقایسه با طرحهای معمولی فراهم میکند.
بر اساس راهکارهای ذکر شده در بالا، نقشهها و مشخصات نهایی جرثقیل به شرح زیر است:

سازه کارگاهی موجود، محل قرارگیری ریل را به شدت محدود میکرد و جایی برای تنظیم دهانه باقی نمیگذاشت و به دقت میلیمتری نیاز داشت. در نتیجه، مهندسان موقعیت هر انتهای تیر اصلی را بر اساس مختصات اندازهگیری شده واقعی تیرهای نگهدارنده تعیین کردند. آنها موقعیتهای حدی خاصی را برای هر دو انتها تعیین کردند تا اطمینان حاصل شود که جرثقیل بدون برخورد با سازه کارگاهی موجود کار خواهد کرد.
یکی دیگر از عواملی که باید در نظر گرفته شود، محدودیت فضای عمودی در کارگاه است: ناحیه زیر سقف از قبل به طور متراکم با وسایل روشنایی و خرپاهای فلزی پر شده است. با این حال، کارگاه قالبگیری تزریقی نیاز به بلند کردن و حمل قالبهای بزرگ دارد که ارتفاع بالابری بیشتری را ایجاب میکند. یک جرثقیل تک پل LD معمولی از یک ساختار تیر I شکل با یک چرخ دستی بالابر زیرین استفاده میکند که منجر به فضای بالابری موثر محدود میشود. جرثقیل سقفی تک پل HD برای فضاهای جمع و جور مناسبتر است. چرخ دستی آن به صورت جانبی روی تیر جعبهای نصب شده است و ارتفاع قلاب را کاهش میدهد تا برد بالابری و پوشش کاری را به حداکثر برساند. مشخصات و نقشههای نهایی جرثقیل در زیر نشان داده شده است:

در طول ارزیابی سایت، متوجه شدیم که کارگاه مشتری نیاز به چرخاندن مکرر قالب دارد، و سنگینترین قالبها تا 7 تن وزن دارند. فرآیند چرخاندن شامل جابجایی قالب از حالت افقی به عمودی و دوباره برگشتن است. این امر مستلزم آن است که جرثقیل در طول عملیات، قابلیت "اینچینگ" پایدار و دقیقی را با سرعت کم حفظ کند. سرعت بیش از حد باعث تاب خوردن قالب میشود، در حالی که سرعت ناکافی، چرخه کلی تعویض قالب را طولانیتر میکند. جرثقیلهای سقفی تک پل LD معمولی - که معمولاً دارای یک سرعت بالابری واحد هستند و فاقد درایوهای فرکانس متغیر (VFD) برای واگن برقی و پل هستند - به "اینچینگ" اپراتور و حس دستی متکی هستند و دقت تراز را کاملاً به تجربه وابسته میکنند.
مشتری با سیستمهای کنترل سرعت جرثقیل آشنا نبود - و نیازی هم به آن نداشت. نقش ما تبدیل نیازهای عملیاتی آنها به مشخصات تجهیزات بود. ما یک سیستم بالابر دو سرعته را پیادهسازی کردیم: یک حالت پرسرعت برای بالا بردن سریع قالب تا ارتفاع ایمن، و یک حالت کم سرعت (0.8 متر در دقیقه) برای حرکت روان در حین ترازبندی و چرخاندن قالب. با نسبت سرعت 6.25:1، این سیستم تضمین میکند که قالب هنگام تغییر بین سرعتها پایدار میماند. برای درایو پل، از VFD های اشنایدر استفاده کردیم تا عملکرد خودکار با سرعت بالا را هنگام تخلیه و محدود کردن خودکار سرعت را هنگام بارگیری کامل فعال کنیم. این به اپراتورها اجازه میدهد تا به سادگی کنترل از راه دور را نگه دارند بدون اینکه حواسشان به مدیریت دستی تنظیمات سرعت پرت شود.
از آنجایی که جعبههای کنترل الکتریکی موجود برای مکانیزمهای جرثقیل (با حرکت طولانی) و چرخ دستی (با حرکت متقاطع) دارای طراحی یکپارچه بودند، سیستم با خطراتی مانند نرخ بالای خرابی به دلیل کشیدن کابل، نگهداری دشوار و افزایش وزن کلی جرثقیل مواجه بود. مهندسان ما تعویض جعبه کنترل چرخ دستی بالابر و کل واحد بالابر برقی را توصیه کردند و آنها را طوری پیکربندی کردند که مستقل از سیستم الکتریکی جرثقیل عمل کنند. برای همه اتصالات از کانکتورهای سنگین درجه یک هوانوردی استفاده شد که اتصال ایمن و مونتاژ سریع و ساده را تضمین میکرد. علاوه بر این، نقاط اتصال با روکشهای پلاستیکی عایق محافظت میشدند. در داخل جعبههای کنترل، سیمکشی از طریق ترانکینگ محافظ انجام شد تا ایمنی مدار تضمین شود و عمر مفید افزایش یابد.
از آنجایی که مشتری تیم نصب نداشت، و طبق قرارداد، ما مهندسانی را برای بازدید دوم - پس از ورود تجهیزات و ترخیص از گمرک - به برزیل اعزام کردیم تا در طول فرآیند نصب و راهاندازی، نظارت در محل را ارائه دهند. به محض ورود به کارخانه، مهندسان ابتدا طرح نصب را با پروژه مشتری هماهنگ کردند و مراحل کار روزانه، نیروی کار مورد نیاز و لیست ابزار، پروتکلهای ایمنی و معیارهای پذیرش را روشن کردند. سپس کار در کارگاه آغاز شد. ما به موارد زیر پرداختیم:
در طول بررسی اولیه، مهندسان ارتفاعات، محل صفحات تعبیه شده و شرایط دیوار را برای همه پیشآمدگیها در هر دو کارگاه ثبت کردند. قبل از رسیدن تجهیزات، مشتری نصب صفحات تعبیه شده را بر اساس نقشههایی که ما ارائه داده بودیم، تکمیل کرد؛ هر پیشآمدگی با انحراف بیش از حد یا تراشیده شد یا از طریق دوغاب ریزی تراز شد - همه این کارها قبل از بازدید دوم مهندسان به پایان رسید.
پس از قرار دادن تیرهای مسیر جرثقیل، مهندسان از یک تراز نوری برای کالیبره کردن ارتفاعات قبل از نصب ریلها استفاده کردند. دقت میلیمتری برای فاصلهگذاری ریلها بزرگترین چالش بود. یک توتال استیشن هر ۲ متر اندازهگیری انجام میداد و تنظیمات دقیقی انجام میشد تا همه قرائتها با استانداردها مطابقت داشته باشند. برای کارگاههای بتنی، تیرهای مسیر جرثقیل به تیرهای پیش ساخته ثابت شده و با پیچهای مهار شیمیایی به صورت جانبی به دیوارها مهار شدند. مهندسان بر حفاری، تمیزکاری، دوغابریزی و نصب پیچها نظارت داشتند و ابعاد سوراخ، کار تمیزکاری و زمان عملآوری را در طول فرآیند بررسی کردند.

قبل از بلند کردن جرثقیل، پرسنل فنی نقاط بالابر را بررسی کرده و مرکز ثقل را علامتگذاری میکنند. تیر اصلی و تیرهای انتهایی روی زمین مونتاژ میشوند و پیچهای موقعیتیابی به طور ایمن سفت میشوند. چرخ دستیهای بالابر در دو طرف فلنجهای تیر اصلی نصب میشوند و پس از آن نصب متوالی ضربهگیرها، کلیدهای محدودکننده و براکتهای فولادی مخصوص انجام میشود. در مرحله بعد، کابلهای انتهایی و قابهای نگهدارنده هادی برای چرخ دستیهای بالابر به همراه کابینت برق جرثقیل و براکتهای جمعکننده جریان نصب میشوند. پس از نصب همه اجزا، بازرسی جامعی از وضعیت تجهیزات انجام میشود و پس از آن راهاندازی اولیه انجام میشود. در نهایت، یک جرثقیل کامیونی کل مجموعه را به موقعیت روی ریلهای جرثقیل منتقل میکند.

مرحله آزمایش بار، حساسترین روز این فرآیند بود. مهندسان ابتدا سه آزمایش بدون بار انجام دادند و عدم وجود سر و صدای غیرعادی، لرزش یا گیر کردن ریل را تأیید کردند. در مرحله بعد، آزمایشهای بار مجاز انجام شد: دو جرثقیل سقفی تک پل HD به ترتیب وزنههای تعادل ۵ تنی و ۱۰ تنی را بلند کردند و حرکات بالابر، پایین آوردن و حرکت کامل واگن برقی و پل را با سرعت بالا و پایین انجام دادند. در نهایت، آزمایشهای بار استاتیک انجام شد. جرثقیلهای سقفی تک پل HD 5 تنی و 10 تنی بارهای مربوطه خود را به مدت ۱۰ دقیقه در ارتفاع ۱۰۰ میلیمتری از سطح زمین معلق کردند که در طی آن مهندسان میزان انحراف رو به پایین را در وسط دهانه تیرهای اصلی اندازهگیری و ثبت کردند. پس از تخلیه بار، تیرها بدون هیچ تغییر شکل باقیمانده به حالت اولیه خود بازگشتند. هر دو آزمایش بار و آزمایش بار استاتیک در اولین تلاش با موفقیت انجام شدند.
![]() | ![]() |
از زمان استعلام اولیه در سال ۲۰۲۵ - شامل اولین سفر مهندس به برزیل برای بررسی سایت، تکمیل تولید ظرف ۳۰ روز و حمل و نقل دریایی و ترخیص از گمرک - تا دومین سفر مهندس در سال ۲۰۲۶ برای نهایی کردن نصب و راه اندازی، دو جرثقیل سقفی تک پل HD اکنون با اطمینان در کارگاه قالب گیری تزریقی مشتری در حال کار هستند.
مشتری در این مورد، مدیر یک کارخانه قالبگیری تزریقی بود که دانش کمی در مورد صنعت جرثقیل داشت. راستش را بخواهید، بیشتر مشتریان ما متخصص جرثقیل نیستند - و این کاملاً طبیعی است. لازم نیست از جزئیات جرثقیلها سر در بیاورید؛ فقط یک چیز هست که باید بدانید: چه چیزی باید در کارگاه شما بلند شود و وزن و ارتفاع آن چقدر است.
بقیهاش را به ما بسپارید.
کارهایی که DGCRANE میتواند انجام دهد:
طرح کارگاه یا الزامات بالابری خود را برای ما ارسال کنید، و تیم مهندسی DGCRANE ظرف 24 ساعت یک راه حل سفارشی و یک پیشنهاد فنی ارائه خواهد داد.
DGCRANE متعهد به ارائه محصولات حرفه ای جرثقیل سقفی و خدمات مرتبط است. به بیش از 100 کشور صادر شده، بیش از 5000 مشتری ما را انتخاب می کنند، ارزش اعتماد را دارد.
مشخصات خود را پر کنید و یکی از تیم فروش ما ظرف 24 ساعت با شما تماس خواهد گرفت!